در پستهای قبل گفتیم که اوستا دو بخش دارد: اوستای قدیم (شامل گاهان، یسن هفتها و دو دعای معروف یسن27) و اوستای جدید.
در این پست به بررسی منجی موعود در متون گاهان میپردازیم:
زبانی که گاهان به آن نوشته شده مربوط به دوران بسیار کهن و زبانی ناشناخته است، به همین سبب نمیتوان به راحتی آن را بررسی کرد. از سوی دیگر زرتشت نیز تعمداً مقصود خود را در لایهی استعارهها و به صورت منتره یا مانتره -کلام ایزدی که بزرگترین، بهترین، زیباترین، کارگرترین و درمان بخش ترین کلام ایزدی نیز میباشد (1) بیان میکند.
آنگونه که گویی زرتشت عقایدش را تشریح نمیکند بلکه تنها دیگران را به رفتار طبق این اشعار تشویق مینماید.
واژه سوشیانت
واژهای که درمورد منجی موعود در گاهان به کار میرود، سئوشیانت (سوشیانت، سوشیانس) است. اوستا شناسان از واژهی سوشیانت تعابیر گوناگونی داشتهاند.

بارتلمه ودوشن گیمن، اوستاپژوه، آن را «منجی» معنا کرده و بر این عقیده است که صورت مفرد آن به شخص زرتشت و جمع آن به کسانی اشاره میکند که او را در نجات بخشی یاری میرسانند. برخی دیگر نیز آن را «یاری دهنده»، «مجری مراسم قربانی» و «بزرگان دین» معنا کردهاند.
وقتی لغت سوشیانت رو در اینترنت جستجو میکنیم میبینیم که «سودمند» ترجمه شده. باید بگیم که درسته واژهی فارسی میانه sud (سود) هم از ریشه فعلی su گرفته شده اما ترجمهی اوستایی به سودمند و سودرسان، چندان دقیق و مورد اعتماد نیست.
سوشیانت در گاهان
در ادامه بخشهایی از گاهان را که در آن از واژه سوشیانت تعبیرهای گوناگون شده است ذکر میکنیم.
الف- سوشیانت بر شخص زرتشت اطلاق شده
ای مزدا! کی خواهی دانست که تو به راستی بر چیزی که بیم آن مرا میترساند، احاطه داری؟ همانا بگذار فرمان اندیشه نیک به من گفته شود. باشد که سوشیانت بداند که پاداشش چگونه خواهد بود. (2)
ب- زرتشت خود را همانند سوشیانت دانسته
سپس باشد که کی گشتاسب و پسر زرتشت سپیتمان و فرشوشتر خالصانه از آگاهی مزدا برای ستایش او و از پرستش او با گفتارها و کردارهای {برگرفته شده از} اندیشه {زرتشت}، {از این} راههای راست بخشش، پیروی کنند، {این است} و دئنای سوشیانت که اهورا آفرید. (3)
این مطلب ادامه دارد.
پی نوشت ها:
1- اوشیدری، دانشنامه مزدیسنا، ص 438
2- یسن48، بند اول
3- یسن53، بند2
منبع:
برداشت از کتاب گونه شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، بهار 1389.
یکی از مباحث ریشهای و اعتقادی در آیین زرتشت آموزه دو عالم و سه دوره میباشد که
به اختصار این مطلب را بیان میکنیم.
به باور زرتشتیان، هستی از دو عالم مینوی (معنوی، روحانی) و عالم گیتی
(مادی، جسمانی) و سه دوره آفرینش، آمیختگی و جدایش است.
ابتدا اهورامزدا (خدای خرد) و اهریمن (ستیهنده،دشمن) هر دو در عالم مینوی موجوداتی را آفریدند.
در عالم مینوی موجودات خیر و شر هر دو جاودان بودند. به همین دلیل اهورامزدا عالم گیتی را آفرید تا نیروهای اهریمن را به دنیای ناپایدار جسمانی بکشد و این نیروی شرارت را از بین ببرد.
دوره آمیختگی دورهای است که نیروهای اهریمن و اهورامزدا به تزاحم یکدیگر درمیآیند.
در این دوران انسان با کمک منجی اهریمن و نیروهایش را از بین میبرد و زمینهی دوران جدایش (جدایی خیر از شر) را فراهم میکند.
دوران جدایش دورانی
است که تنها اهورامزدا و مخلوقاتش در آن جاودانهاند.
انشاءالله این مطلب را ادامه خواهیم داد.
دین زرتشت از ادیان قدیمی جهان است.
پیامبر این دین، زرتشت، مؤبدزاده ای بود که به اشراق رسید و با استفاده از آموختههای خود نظریهای جدید در مورد مبدأ و معاد بشری مطرح کرد.

زمان و مکان تولدش مسئلهای بحث برانگیز است. گروهی او را متولد 578 پیش از میلاد و گروهی 1000 ق.م میدانند. مکان تولد او را نیز شهرهایی از ولایت سیستان آن زمان مطرح کردهاند.
باورها بر این است که زرتشت پس از 77 سال زندگی در عبادتگاهی در بلخ کشته شد.
زرتشت به عنوان دینی اخلاقی که تأثیر زیادی بر تمدن بشری داشت و به دلیل گسترهی آن در زمان حاکمیت سه امپراتوری همواره مورد توجه بوده است. البته نباید فراز و نشیبهایی که این دین از ابتدا تا کنون با آنها مواجه شده را نادیده گرفت.
تاریخ طولانی، حملهی سخت اسکندر، حکومتی شدن دین زرتشت در زمان ساسانیان که باعث شد متون محدودی مطرح و مورد استفاده قرار گیرد، - که همینها نیز بعدها در فتوحات اعراب مسلمان و نیز ترکان و مغولان از بین رفت - تمامی این تحولات دست به دست هم دادند که امروز متون و اسنادی منسجم برای بررسی و مطالعه این دین وجود نداشته باشد و آن مقدار که در دسترس است با مشکلات زبان شناختی همراه بوده و هرکدام به طور پراکنده بیانگر تحولات و مفاهیم خاصی است.
اوستا کتابی است که به عنوان کتاب مقدس زرتشتیان معرفی میگردد، البته مورخان بر این عقیدهاند که اوستا بعد از ورود مسلمانان به ایران جمع آوری شده، چون قدیمیترین نسخه اوستا که به "خط دبیری" (خطهای باستانی میخی، سومری و ...) نوشته شده مربوط به هفتصد سال پیش است که در دانمارک نگهداری میشود.
به هر حال اوستاپژوهان نیز تنها قسمتی از اوستای کنونی را منسوب به شخص زرتشت میدانند.به این ترتیب آموزههای دین زرتشت همواره سینه به سینه منتقل شده و متون موجود به خط پهلوی و مربوط به دوره ساسانی است.
متون اوستا به دو بخش تقسیم میشود: اوستای قدیم و اوستای جدید
اوستای قدیم شامل: گاهان، یسن هفت ها و دو دعای معروف یسن27
و اوستای جدید نیز متونی چون: وندیداد، ویسپرد، یشتها، یسنها و خرده اوستا را دربر دارد.
این موضوع انشاء الله ادامه خواهد داشت و بحث موعود در دین زرتشت رو در حد توان توی ادامه به صورت کامل بیان می کنیم.
وقتی به خیلی از ادیان در سراسر جهان نگاه میکنیم میبینیم که هرکدوم برای خودشون منجی یا موعودی رو معرفی کردن. چرا؟!

اگه هرکدوم از این منجیها رو بررسی بکنیم به چرایی وجودشون پی میبریم و میبینیم که خاستگاه این منجیباوریها به چهار دسته تقسیم میشه:
اول: امید
ریشهی بسیاری از این موعودها در خصیصههایی انسانی مثل امید به خوشبختی و رهایی، ازبین رفتن ظلم و برپایی عدالته. امید به بهروزی به ویژه در دورانهای اختناق به صورت وعدهی اومدن یک منجی رهاننده بروز میکنه. این موعودها بیشتر از جنس امیدند تا اعتقادی بنیادی! موعودهای ادیان و ملتهای آفریقایی و سرخپوستهای آمریکای مرکزی و جنوبی رو میشه از این گونه به حساب بیاریم.
دوم: آرمان
برخی موعودها ممکنه از آروزیی براومده باشن که به صورت آرمانی جمعی دراومده. شاید آرزویی فردی، اجتماعی یا قومی و معنوی و یا حتی مادی به مرور زمان چنان پرورش پیدا بکنه که به صورت آرمان و مطلوبی جمعی دراومده باشه.
سوم: پیش بینی
این احتمال هم وجود داره که موعودباوری یک دین بر مبنای یک تشخیص فلسفی-اجتماعی، فلسفی-تاریخی و یا فلسفی-الاهیاتی شکل گرفته باشه که جهان توی سیر طبیعی خودش به وضعیت موعود میرسه. لذا در این گونه موعودباوری بیش از دخالت شخصی خاص (یا خدا) در زمین، تحقق این امر مد نظره. به هر حال این موعودها بر مبنای اندیشههایی فلسفیه و نه میل انسان به گشایش. به طورمثال وعدهی حکومت به طبقهی کارگری در پایان تاریخ که فلسفهی مارکسیزم از اون دفاع کرده میتونه از این نوع باشه.
چهارم: پیشگویی یا اخبار از غیب
این احتمال که ریشه بسیاری از منجیباوریها وعدههایی درمورد آینده است با اندیشههای ادیان مختلف سازگارتره. این وعدهها که ممکنه بر اساس وحی یا الهام پیامبرانه یا پیشگویی کاهنها باشه نوعی از موعودباوری رو پدید آورده که بر خلاف دسته اول بیشتر جنبه اعتقادی داره. البته این موعودها رابطهای دوسویه با امید دارن. هم با امید تقویت میشن و هم اون رو تقویت میکنن. این نوع موعوداندیشی فراتر از دسته اوله، چرا که نوعی دخالت خدا در زمین رو نوید میده.
نتیجه اینکه:
به هر صورت هر یک از این چهار حالت محتمله. البته ممکنه برخی موعودها هرچهار خاستگاه رو توامان دارا باشن، مثلا یک اندیشه موعودی بر مبنای تشخیص ضرورتی تاریخی یا سنتی الاهی پدید بیاد که به پیامبری نیز وحی بشه و به مرور زمان به آموزهای دینی دربیاد و درنهایت فشارهای روانی و اجتماعی نیز اون رو تقویت بکنه. اگر چه در این صورت نیز میشه در هر موعودی یکی از این عوامل رو اصلیتر از بقیه یافت.
در پست قبلی در مورد وعدههای موعودها چهار مورد رو گفتیم که در پست ادامه اونها رو بیان میکنیم:
پنجم: برپایی عدل، امنیت و رفاه اجتماعی
انسان همیشه در جستجوی آرامش و رفاهه و کم نیستن موعودهایی که وعده ی عدل و امن و رفاه برای همه ی جهانیان و یا برای ملتی خاص مطرح می کنن. وعده ی امنیت ، آسایش و عدل آرمانیه که اکثر موعودها در سر می پرورن، اما تنها بعضی از اونها این موضوع رو به عنوان هدف اصلی و آرمان نهایی شون بیان می کنن.
موعود اهل سنت،
احیای سنت پیامبر رو زمینه ای برای آرمان دینی انسانی عدالت خواهانه میبینن. اما در مقابل
اهل تصوف و تشیع، آرمان های معنوی رو در موعود باوری مورد توجه قرار میدن.
ششم: سروری، آزادی و استقلال ملی یا قومی
مهم ترین آرمان برخی موعودباوری ها، فراهم کردن یا پس گرفتن امتیازهای اجتماعی برای قومی خاص و برتری اون ملت بر دیگر انسان هاست. ماشیح در یهودیت از این دسته است. علاوه بر این برخی موعودباوری ها در ادیان آفریقایی و سرخ پوستان آمریکای مرکزی و جنوبی نیز چنین اعتقادی رو دنبال می کنند.
هفتم: کمال یافتگی و نجات معنوی همگانی
به عکس دو مورد قبل، داشته های معنوی در برخی شکلهای موعودباوری کاملا مشهود است. اندیشه هایی که علاوه بر اهداف اجتماعی، هدف اصلی اونها معنویته. نمونه ی مشخصی از این نوع موعودباوری، آموزه ی میتریه در موعود بودایی به خصوص آیین بودای شمالی است. بنابراین اندیشه؛ میتریه -بودای پنجم- در پایان جهان ظهور می کنه و تا همه ی موجودات رو به نیروانه نرسونه، خودش وارد نیروانه ی بزرگ نمیشه.

منجی موعود مسیحیت برای مسیح و بازگشت وی در آخرالزمان نیز نجات معنوی رو عنوان می کنه. البته موضوعاتی مثل داوری جهان هم مطرح میشه؛ اما انتهای آرمان های مطرح شده، رها کردن انسان ها از قید گناه و به کمال رسوندن آدمیه.
هشتم: غلبه خیر بر شر
برخی ادیان، رسالت نهایی منجی رو نابودسازی هرگونه شر و مظاهر بدی و گسترش خیر و نیکی در جهان میدونن. ممکنه خیر و شر در این اندیشه ها صرفا اخلاقی و یا اخلاقی و کیهان شناختی باشه. در این موعودباوری ها موضوعات نجات دیگه مثل کمال معنوی و عدالت و غیره جنبهای فرعی دارن. موعود زرتشتی با محوریت آموزه ی سوشینت نمونه شاخص این گونه است. براساس این اندیشه در فرجام جهان؛ دیو دروغ و خشم نابود و فرشته ی مرگ به دست سوشینت رام میشه.
باورهای موعودی دیگه ای هم هست که خارج از این دایره ی بحثهای ماست.
منبع: برداشت از کتاب گونه شناسی اندیشه منجی موعود.
این وعدهها رو میشه به هشت دسته مختلف تقسیم کرد:
اول: دخالت خدا در زمین
توی
ریشه برخی مکتبها این تفکر نهادینه شده که اصلاح جهان از عهدهی انسان
خارجه و سیر نزولی جهان به سمت تباهی رو نجاتی جز دخالت خدا یا نیروی ماوراءالطبیعه
نیست. منجی موعود در هندو از این گونه هستش که خدا (ویشنو) به صورت موجودی مادی به
زمین نزول کرده و دست به احیای عدالت و نیکی میزنه.

دوم: تحقق اراده خدا در زمین
توی بعضی از عقاید منجیباوری اونچه که وعده میدن تحقق آرمان های الهی توی زمینه. این اراده ی الهی ممکنه پیروزی قومی خاص بر دیگران یا غلبه مؤمنها بر کافران باشه. این امر ممکنه توسط قهرمانی دینی انجام بشه، اما اصل اون، وقوع اراده ی خدا در زمین هستش. شاید بشه گفت اندیشه منجی موعودِ یهودی (ماشیح) و موعود اسلامی (مهدی) از این گونه هستن.
سوم: تجلی خدا در زمین
بعضی از موعودباوریها هم ضمن تغییر وضعیت زمین به دست خدا، هدف از تجلی یا ظهور خدا در زمین رو آشکارشدن حقیقت خدا و شناخت خدا میدونن.
چهارم: تعادل انسان، خدا و جهان
در اعتقاد بعضی از منجیباوریها ریشهی همهی فسادهای زمین در به هم خوردن تعادل بین نیروی انسانی، خدا و طبیعته و راه نجات جهانیان رو برقراری تعادل کیهانی میدونن و اون رو به "تعادل بزرگ" یا "طلایی" یا "صلح بزرگ" و نامهایی از این دست میخونن. ریشهی این آموزه نظریهی پینگچینگ هستش که بر اساس اون وضعیت ایدهآل توسط رهبری آسمانی تحقق پیدا میکنه. آیین کنفسیوس و تائو (از ادیان چینی) از این قبیل هستن.
منبع:
برداشت از کتاب گونه شناسی اندیشه منجی موعود
چهار مورد بعد هم انشاالله توی پست بعدی معرفی میشن.